غذاى دسته جمعى - تاریخ: 1391/11/10 ساعت: 0:33
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ همينكه رسول اكرم و اصحاب و ياران از مركبها فرود آمدند و بارها را بر زمين نهادند، تصميم جمعيت بر اين شد كه براى غذا گوسفندى را ذبح وآماده كنند. يكى از اصحاب گفت : (( سر بريدن گوسفند با من )) . ديگرى : (( كندن پوست آن با من )) . سومى : (( پختن گوشت آن با من )) . چه...
مسلمان و كتابى - تاریخ: 1391/11/10 ساعت: 0:31
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ در آن ايام ، شهر كوفه مركز ثقل حكومت اسلامى بود. در تمام قلمرو كشور وسيع اسلامى آن روز، به استثناى قسمت شامات ، چشمها به آن شهر دوخته بود كه چه فرمانى صادر مى كند و چه تصميمى مى گيرد. در خارج اين شهر دو نفر، يكى مسلمان و ديگرى كتابى (يهودى يا مسيحى يا زردشتى ) رو...
رسول اكرم و دو حلقه جمعيت - تاریخ: 1391/11/10 ساعت: 0:22
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ رسول اكرم (ص ) وارد مسجد (مسجد مدينه (1) ) شد، چشمش به دو اجتماعافتاد كه از دو دسته تشكيل شده بود و هر دسته اى حلقه اى تشكيل داده سرگرم كارى بودند: يك دسته مشغول عبادت و ذكر و دسته ديگر به تعليم و تعلّم و ياد دادن و ياد گرفتن سرگرم بودند، هر دو دسته را از نظر گذر...
خواهش دعا - تاریخ: 1391/11/10 ساعت: 0:20
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ شخصى با هيجان و اضطراب ، به حضور امام صادق عليه السلام آمد و گفت : در باره من دعايى بفرماييد تا خداوند به من وسعت رزقى بدهد كه خيلى فقير و تنگدستم . امام : (( هرگز دعا نمى كنم )) . چرا دعا نمى كنيد؟ (( براى اينكه خداوند راهى براى اين كار معين كرده است ، خداوند ام...
بستن زانوى شتر - تاریخ: 1391/11/10 ساعت: 0:12
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ قافله چندين ساعت راه رفتهبود. آثار خستگى در سواران و در مركبها پديد گشته بود. همينكه به منزلى رسيدند كه آنجا آبى بود، قافله فرود آمد. رسول اكرم نيزكه همراه قافله بود، شتر خويش را خوابانيد و پياده شد. قبل از همه چيز، همه در فكر بودند كه خود را به آب برسانند و مقدم...

برچسب‌های مرتبط

گوش به دعاى مادر،در محضر قاضى،درخت خرما | خواهش دعا،رسول اكرم و دو حلقه جمعيت،مسلمان و كتابى،مردى كه اندرز خواست | غزالى و راهزنان، نصيحت زاهد،نماز عيد | داستان یاران غار |